أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

404

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

حجّاج ملعون با لشكرى كه در تحت كوماندانى و سردارى او بود شهر شهير كعبة اللّه را هفت ماه تمام محاصره نمود و با ابن زبير مشاجره و مقاتله كرده در ظرف اين مدّت طويله از صدمهء سنگهايى كه به كعبهء معظمه مىانداخت در بناى سعادت مبناى بيت اللّه رخنه و فتور ظهور نموده عاقبت الامر ابن زبير را شهيد و جسد او را تا هنگام ورود خبر از شام در بالاى دار نگاهداشت . اگر چنانچه عبد الملك براى امداد حجاج لشكرى از شام نمىفرستاد غلبهء حجاج بر ابن زبير محال بود ؛ زيرا كه ابن زبير مطلع و خبردار بود كه حجاج از شام بيرون آمده و در ساحهء طايف براى شاميان خيمه زده و مترصد فرصت است . ابن زبير از شجعان اهل مكه مقدار كافى عسكر فراهم آورده و محاربات نمود ؛ و ليكن تاب مقاومت نياورده مغلوبا معاودت كرد . اگرچه مغلوبيت در طرف ابن زبير بود و ليكن عساكر حجّاج نيز نزديك به استيصال و اضمحلال شده بودند و چون حجّاج مىدانست كه اگر جزئى مددى به ابن زبير برسد مراجعت خواهد نمود و در اين مراجعت شاميان را غلبه خواهد كرد ، لهذا حجاج غلبهء خود را در طايف به ابن زبير و اضمحلال عساكر خويش و لزوم فرستادن امداد را به عبد الملك نوشته ، عبد الملك نيز به قدرى كه لازم بود براى حجّاج امداد و معين فرستاد . حجّاج قوهء احتياطيّه را كه از شام وارد شده بود همراه خود برداشته قبل از آنكه عبد اللّه بن زبير تدارك عسكر نمايد مكّهء مكرّمه را محاصره كرده و عهد بستند كه مادامى كه ابن زبير را شهيد نكرده‌اند ترك سلاح و مقاربت زوجات و استعمال معطّرات نكنند . بناء عليه در شهر ذيحجه سال هفتاد و دوّم هجرت به شاهقهء جبل ابى قبيس نصب منجنيق نموده و اهل مكه را به يك بىرحمى فوق العاده كه فوق تحمل بود مزاحمت و تضييق نمود ؛ و حتى مطاف سعادت را طورى سنگسارى مىكرد كه دخول بر آنجا محال و غيرممكن بود . در اثناى اين وقعه عبد اللّه بن عمر نيز براى ايفاى نسك حج در مكّه بودند از محاربات واقعه فوق الغايه متأثر شده و شخصى را نزد حجّاج فرستاده و سفارش كرد كه